تبليغاتX
دلنوشته های من
 

 برای از تو نوشتن،برای تو که نمی شناسمت،ندیدمت،تویی که تنها می دانم این روزها درد را حس می کنی ،لمس می کنی،توکه تمام رویاهایت خط خورده است،از تو نوشتن برایم سخت است…

با این حال از تو می نویسم…راستی آخرین بار که دویدی،آخرین بار که راه رفتی ،قدم زدی کی بود؟کجا بود؟زیر باران یا آسمان آبی خالی…

امروز هم در زیر هجوم خاطرات گذشته ات می دوی!امروز حتی با دو پای نداشته ات تندتر می دوی…اما رویاهایت را با خود حمل کن،رویاهایت را پرت نکن…رویاهایت را فراموش نکن

نه!من هم می دانم،می دانم که درد را از هر طرف که بخوانی درد است،می دانم که هیچ نمی دانم از رنج هایت…

می دانم…می دانم

اما این را هم می دانم که اگر رویاهایت را لگد کنی باز می مانی!

بازگرد دوست من،بازگرد

بازگرد و خودت خلق کن،بساز و زندگی کن

همه برایت دعا می کنیم

برای سلامتی ات…برای شروع دوباره های جدید و برای حس یک زندگی

خدایا به آرزوهای ما نگاه کن

 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 20:51
توسط مرضیه موضوع: |

delneveshte-marzeye2

مرضیه

delneveshte-marzeye2

http://delneveshte-marzeye2.blogfa.com

دلنوشته های من

دلنوشته های من - چرا چنین؟

دلنوشته های من

نوشته های دختری 16ساله

مرا از نوشتن گریزی نیست. من محکومی هستم که از محکومیتم لذت می‌برم و باز شروع لغزش قلم از ابتدای خط کاغذی سفید به واژه های بی سر و تهی این چنین می انجامد...

دلنوشته های من

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog