و باز شروع لغزش قلم از ابتدای خط کاغذی سفید به واژه های بی سر و تهی این چنین می انجامد...
به خاطر همان روياهاي دور و درازي بود که هيچگاه به مقصد نرسيد انگار.....
به خاطر اينکه براي خودم دنيايي بسازم،دنياي خودم و نوشته هايم،خودم و خاطراتم حالا خاطراتم ميان همه اين نوشته ها دست و پا مي زند اما انگار کسي موي خاطراتم را محکم کشيده است و ول نمي کند باشد،پيشکش خودش.... من هم ميروم با خاطراتي له شده خداحافظ |