تبليغاتX
دلنوشته های من
اوايل آنقدر خوشحال بوديم که خودمان هم وحشت مي کرديم،مي ترسيديم،مي ترسيديم از خوشحالي مان اول فقط خيال بود،خيالي سبز و بعد پر شديم از روياها،روياهايمان آنقدر بزرگ شد که با هم تقسيمش کرديم شوري به پا شد،سبز...سبز...سبز....همه جا بود ،اين يک نشانه بود،نشانه اي بر يک حادثه سبز اما آنچه شد،نبود آنچه بود پس از آن همه شور،آن همه موج،آن همه شوق سهم ما تنها نگاهي بود به يکديگر،نگاهي که مي دانستيم چه مي گويد! چه خوب آرمان هايمان را به بازي گرفتند،انگار اين شور ما چندان به مذاق بزرگان خوش نيامد و اين آغاز داستان ديگري است...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:3
توسط مرضیه موضوع: |

احساس می کنی که  دریغ است

با درد خود اگر بستیزی

می بوئی آن شکوفه ی غم را

تا شعر تازه ای بنویسی

 

تمام وجودش سرشار از خاطرات زیبایی برای من است و خاطرات مضحکی برای دیگران،خود را گم می کنم میان ورق هایش میان خط هایش ،میان پاییزش،گریز و دردش،عصیان و دیدار تلخش...

آه...من فروغ وار می پرستمت!


+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:28
توسط مرضیه موضوع: |
می ترسم

-باید

اما بی دغدغه باید بود

-شاید!


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:17
توسط مرضیه موضوع: |
 

هر بارسکوت،هر بار مکث و نگاهی در فاصله میان لحظه های خالی...

لحظه هایی که بر روی عمرت حساب می شوند،می درند و می گذرند...

لحظه هایی که ناخواسته هر دقیقه اش سال ها پیرت کرده اند

لحظه هایی که سهم تو از آنها تنها همان گریه های شبانه است،اتفاق جدیدی نیست گریستن برای تو عادتی دیرینه است،تنها سهمی که به ارث می بری  از مادرانت

 

به من بگو...بگو که چگونه است این نگاه ها که هرکس به آن بنگرد با اسرار آمیزترین لرزش ها مر تعش می شود؟

نگاه هایی دردناک،زجر آور،برآمده از غم ها و درد های پنهانی زنی بی گناه...

زن های بی پناه...زن های بی گناه

 

سال هاست که  امثال تو متولد می شوند اما دیگران از این خبر که فرزند دختری متولد شده گنگ و گیج و ناراحت و مبهوت می شوند

کودک می شوند اما هیچ گاه کودکی نمی کنند و تمام سعی خانواده بر این می شود که در عنفوان کودکی از تو کدبانویی خانه دار بسازند و به جای عروسک در دستان تو کفگیر گذاشته می شو د

کمی بزرگتر که شوی درست در سنی که همسالان پسر تو غرق در بازی های کودکانه اند تو در بند حجابت کودکی ات را از دست می دهی

عاشق می شوی اما حق انتخاب نداری

نا خواسته مادر می شوی چرا که زمانی می توانی قابل ستایش باشی که مادر شوی

به پای فرزندانت پیر می شوی

و می میری بی آنکه زندگی کرده باشی...

تو زندانی زندگی هستی که مردانش برای تو تصمیم می گیرند،به جای تو عاشق می شوند اما به تو قانع نمی شوند

 

این تنها تو نیستی...نه..

چین و شیارهای صورتت از قرن ها رنج  که بر امثال تو رفته است سخن می گویند،این شیارها از زبان زنان با زنان حرف می زنند و سنگینیش بر زن یعنی بر لطف بر رقت بر زیبایی بر مادری فرود می آید

زن های بی پناه...زن های بی گناه...

سخت است که بدانی پس فردای من و تو همیشه ظلمت محض است  که هیچگاه در طول زندگی ات با تمام خوشی های معصومانه نتوانسته ای درست و حسابی خوشبخت باشی

زن های بی گناه...زن های بی پناه

 

 

 


+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 16:11
توسط مرضیه موضوع: |
شب که می رسد

روز که می گذرد

من با تمام ستارگان غریبه ام

 

این بار اما آسمان روشن تر است،قلمی در دست،کاغذ ی سفید و موسیقی شبانه....انگار همه جمع شده اند برای من

 

شب که می رسد

خاکسترهای خورشید در آسمان پراکنده می شود

تا روز دیگر،تا صبحی دیگر....

 

این روزها که همه به هم دهن کجی می کنند،بگذار من هم به این روز و شب بخندم

 

چه خیالی!

بیا ما هم ببافیم

صبح هم که شود خیال هایمان را جمع می کنیم و

پرت می کنیم  در ناکجا آباد ذهنمان

و شب دوباره  رشته های سرخ و سیاه را در هم می تنیم

رشته ها که دراز شود

من تا صبح برایت قصه می گویم

قهرمان قصه هایمان هم

تا صبح به ماکمک می کنند رشته ها را ببافیم

و اگر روز شود

قهرمان  قصه هایمان گم می شوند

من در تمام روز در جستجویشان

خود را گم می کنم

شاید شب دوباره پیدایشان کنم

اگر نباشند که این خیال بافته نمی شود

خیال هایمان که دود شود

دیگر قصه ای نیست

آن وقت فقط می خندیم به این روز و شب لعنتی...


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 12:46
توسط مرضیه موضوع: |

delneveshte-marzeye2

مرضیه

delneveshte-marzeye2

http://delneveshte-marzeye2.blogfa.com

دلنوشته های من

دلنوشته های من

دلنوشته های من

نوشته های دختری 16ساله

مرا از نوشتن گریزی نیست. من محکومی هستم که از محکومیتم لذت می‌برم و باز شروع لغزش قلم از ابتدای خط کاغذی سفید به واژه های بی سر و تهی این چنین می انجامد...

دلنوشته های من

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog